تبلیغات
از من بپرسید - مراحل طبیب شدن 3
شنبه 21 شهریور 1394

مراحل طبیب شدن 3

   نوشته شده توسط: دکتر امین مرادی    

یک سوال خیلی وقتها در ذهن پزشکها و گاه بین پزشکها وقتی با هم درد ودل میکنند  پرسیده  میشه ؛ "آخه این راه بود ما امدیم!؟آخه این چه انتخابی بود !؟" سوالی تکراری که همیشه هست ولی بعضی  وقتا فراموش میشه و بعد از چند وقت با رخ دادن یک اتفاق تو زندگیت دوباره به ذهنت راه باز میکنه و مدتی ذهنت رو درگیر میکنه. شاید چند عامل باشه که باعث میشه این سوال پیش بیاد اول اینکه بچه های پزشکی زمان کنکور جز بهترین ها هستند پس با توجه به  رتبه های خوبشون گزینه های دیگری هم واسه انتخاب دارن یعنی اینکه اونها هستند که رشته رو انتخاب میکنند نه اینکه مثل خیلی افراد یه کنکوری میدن و هر رشته ای اسمشون درامد خوش آمد! و بسم الله  . این موقعیت حق انتخاب گاهی انسان رو تو دوراهی قرار میده  مثلا پزشکی یا دندانپزشکی! دو راه کاملا متفاوت که هیچ ربطی بهم ندارند! دو زندگی کاملا مجزا . مساله بعدی راه طولانی و پر از پیچ و خمی است که باید طی بشه اون هم تو حساس ترین و پر اتفاق ترین سالهای زندگی انسان ! واینکه سالها باید بی پولی و شرایط بد اقتصادی رو تجربه کنی، باید خودت رو اماده کنی از شهر دوران  کودکی و خانواده ات دل بکنی و گاهی شاید بخاطر کارت هیچ وقت دیگه نتونی برگردی به شهرت !؟ خیلی از همکاران من سالهاست دور از خانواده هاشون زندگی میکنن شاید اخرین باری که تو شهرشون بودن 18 سالگیشون  بوده و بعد اون همش بین شهرها و استانهای مختلف در رفت و امد هستند. خیلی از همکاران خانم چون مشغول تحصیل هستند و دیر ازدواج میکنند برای بچه دار شدن مشکل پیدا میکنن و تازه بعد از بدنیا اومدن بچه هاشون با توجه به شغلشون مشکل بزرگ کردن بچه ها رو خواهند داشت اکثر پزشکها بچه هاشون تو دوران طرح و وقتی در شهری دور از خانوادهاشون هستند بدنیا میاد .و شاید از خانوادشون کسی نباشه کمک  حالشون باشه یا وقتی کارت طوری باشه که جمعه، عید ، تعطیل و غیر تعطیل، شب و روز نداشته باشه خیلی وقتا واسه خانوادت وقت نخواهی داشت . گاهی وقتها تو مهمترین مناسبتهای فامیلی تو نیستی وقتی هم هستی فکرت جای دیگست. و یا وقتی میرسی که خیلی دیره!!! بله !  اینها شاید قسمتهایی از  مسایل شخصی زندگی یک پزشک  باشه که باعث میشه این سوال در ذهنت بیاید که چرا پزشک شدم و این راه رو انتخاب کردم! ولی جالب اینکه اکثر پزشکها باز هم اگه به دوران کنکور خود برگردند باز هم همون انتخابی رو میکنند که در دروان جوانی و نوجوانی کردند.چرا ......ادامه دارد


یکشنبه 5 دی 1395 08:42 ب.ظ
سلام خسته نباشید ادامه ... بگید
مریم
یکشنبه 30 آبان 1395 01:06 ق.ظ
سلام و عرض ادب
خیلی زیبا و جامع با بیانی شیوا این مراحل رو توضیح دادین. من هم در زمان انتخاب رشته دانشگاهم بین دوراهی انتخاب پزشکی مونده بودم چون سختیهای ک ذکر کردین رو کما بیش میدانستم . نجات جان انسانها و زندگی دوباره بخشیدن به ادمها لذت بخشه ولی واقعا صبر و تحمل یادی میطلبه. من این راه رو انتخاب نکردم پشیمان هم نیستم چون مطمئنم توانش رو نداشتم الان یک جنین شناس شدم و میتونم درد مردم رو درمان کنم بارقه امید رو تو چشمهاشون ببینم وقتی در نآمیدی امیدی میگیرند و این حس رو دوست دارم اما سختیهای طب رو نکشیدم خداروشکر
حسین
یکشنبه 13 دی 1394 08:05 ب.ظ
سلام من ترم یک پزشکی هستم درسته خیلی سخت و پر از استرسه و گاهی وقتا از استرس خواب نداری و کابوس های شبانه اذیتت می کنه ولی امید به این که روزی می توانی جان یک نفر رو نجات بدی و یک فرد بسیار مهم و مفید در جامعه باشی طی این مسیر میتونه راحت باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر